على اصغر شميم
492
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
در ميانه مانده بود ، كسان وزير اكرم ، در خانه بانو عظمى را باز كرده ، او را با پسران و بستگانش به درون بردند و بدينسان از گزند رهانيدند . از يكسو قزاقان كه سنگرى نمىداشتند ، تيراندازان زبردست مجلس و انجمن آذربايجان بسيارى از آنان را از پا انداختند ، چنان كه قزاقان ايستادگى نتوانسته ، خود را به خيابان كشيدند ولى يك افسر روسى در پهلوى توپ دست و پاى خود را گم نكرده با توپ به شليك پرداخت . جنگ سختى درگرفته و رشته از دست رفت . اسبهاى توپخانه كه بار گلوله و قورخانه مىداشتند از زير درختها بيرون شتافته ميانه ميدان پياپى به خون غلطيدند » . « در گام نخست فيروزى در سوى آزاديخواهان پديدار گرديد . چيرگى اينان تا به جايى رسيد كه كسانى بيرون ريخته خواستند توپى را بكشند و به سوى مجلس ببرند . اگر خامى را كنار گزارده ، افسران روسى را زدندى ، بىگمان فيروزى بهرهى آنان بودى ، خوددارى از زدن آنها اين نتيجه را مىداد كه بىباكانه در ميدان بايستند و قزاقان ، توپچيان را بازگردانند و به شليك و آتشفشانى وادارند » . « از آن سوى لياخوف كه آگاهى از جنگ يافته بود ، شتابزده خود را به ميدان رسانيد و چون چگونگى را ديد ، فرمان داد همه توپها از چپ و راست گلولهافشانى كنند و كسانى را به باغشاه دوانيد كه توپهاى ديگرى نيز بياورند . توپى كه در دهانهى ميدان نهاده بود و گلولهى مجاهدان فرصت آتشفشانى مىداد آن را هم كشيده در پناهگاه خيابان جا دادند و به آتشفشانى پرداختند » . « يك ساعت كمابيش جنگ مىرفت و در آن ميان بهبهانى و طباطبايى و ديگران كه در مجلس مىبودند ، چون كسان جنگ ناديده مىبودند و گلولههاى توپ كه به مجلس مىافتاد ، مايهى ترس بسيارى از ايشان مىشد ، ديوار پشت مجلس را شكافته از ويرانههايى كه آن زمان مىبود گذشته ، خود را به پارك امين الدوله رسانيدند و بدينسان مجلس تهى گرديد . تفنگدارانى كه از آنجا و از منارههاى مسجد جنگ مىكردند و خود دسته كمى مىبودند ، اين ديده و ايستادگى نتوانسته سنگر تهى گردانيدند و بدينسان جنگ از آنسو فرونشست » . « ولى انجمن آذربايجان و ميرزا صالح خان و كسانش همچنان ايستادگى مىنمودند و دليرانه مىجنگيدند . اين بود كه لياخوف دستور داد توپها را از خيابان شاهآباد ( جمهورى اسلامى فعلى ) به ميدان كشيده ، روى آن را به سوى انجمن و خانههاى بانو عظمى گردانيدند نيز دستهاى از قزاقان را به پشتبام قراولخانه ( مقابل مجلس در ابتداى خيابان صفى على شاه ) فرستاد كه از آنجا جنگ آغاز كنند » . مامانتوف مىنويسد : « توپ چند گلوله انداخت و به زودى در يكى از پنجرههاى عمارت